دنیل رادکلیف و گری الدمن در مراسم Met Ball نیویورک

سلام! این خبر مال دیروز، یعنی ۱۹ اردیبهشت هستش.مطمئنا جوانا از این خبر خیلی خوشش میاد!

دنیل رادکلیف بازیگر جوان مجموعه فیلم های هری پاتر و این روزهای هالیوود و برادوی بعد از ظهر روز گذشته همراه با دو تن از دیگر بازیگران مجموعه هری پاتر.....

باقی خبر+چند تا عکس از این مراسم در ادامه ی مطلب!

ادامه نوشته

(خبر هری پاتری)هری پاتر نویسنده می شود!

امروز داشتم روزنامه ی شرق می خوندم که یه دفعه یه خبری توی بخش ادب و هنر دیدم و گفتم بد نیست شما هم بخونیدش.جالبه.
دنیل رادکلیف بازیگر سری فیلم های پرفروش هری پاتر که قصد دارد پا جای جی.کی.رولینگ بگذارد و رمان بنویسد ،گفته است:من واقعا می خواهم در آینده به طور حرفه ای به نویسندگی بپردازم .اکنون در حال تلاش برای نوشتن هستم.نمی دانم کارم خیلی خوب است یا نه.
(نویسنده:پریا)

بیوگرافی هری پاتر

سلام دوستان.من تصمیم گرفتم بیوگرافی شخصیت های مورد علاقه ی خودمون رو براتون بزارم.شما هم تو بخش نطرات بهم بگین تا براتون بیوگرافی شخصیت مورد علاقه تون رو بزارم.شخصیت هایی که من یعنی پریا ازشون خوشم میاد:فرد و جرج ویزلی،هری پاتر . سیوروس اسنیپ.هرمیون:هرمیون گرنجر و نیمفادورا تانکس.جوانا:ریموس لوپین و سیریوس بلک.از هری پاتر شروع میکنیم.امیدوارم دوست داشته باشین. تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بیوگرافی هری پاتر                                                

نام کامل:هری جیمز پاتر                                                     

رنگ مو:قهوه ای

رنگ چشم:زمردی

سال تولد:۱۹۸۹

ورزش مورد علاقه:کوییدیچ

درس مورد علاقه:دفاع در برابر جادوی ساه

سپر مداغع:گوزن شاخدار

لولوخورخوره:دیوانه ساز(دمنتور)

ویژگی خاص:مار زبان

مدرسه:هاگواتز

گروه در هاگوارتز:گرینفیندور

بازیگر:دنیل جیکوب رادکلیف

هری پاتر کودک:

هری وقتی به دنیا می آید پدر و مادرش متوجه میشوند که او چقدر شبیه پدرش است اما چشمانش مانند هم رنگ چشمان مادرش است.زمانی که هری به دنیا به دنیا می آید دورانی اشت که لردولدمورت ،پلید ترین جادوگر قرن،خانواده های مشنگ را به قتل میرساند و یا حتی اگر یک اصیل زاده با او به جنگ می ایستاد او را نیز  میکشت.جیمز . لیلی یا همان پدر مادر هری بودند زمانی که هری تنها یک سالش بود توسط ولدمورت به قتل رسیدند.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اماهری را بکشد زیرا م ولدمورت نتوانست ادرش از یک طلسم باستانی استفاده کرده بود تا جان پسرش را نجات دهد.علاوه بر آن لیلی بسیار بسیار پسرش را دوست میداشت.

در هری پاتر و سنگ جادو، ما با هری پسر یازده‌ساله‌ای آشنا می‌شویم که در نزد خاله و شوهرخالهٔ بداخلاقش (عمو ورنون و خاله پتونیا و پسرشان، دادلی(همون دی بزرگ))، زندگی سختی را می‌گذراند. ولی در سالروز تولد یازده‌سالگیش فردی به نام هاگرید به او اطلاع می‌دهد که جادوگر است و پدر و مادرش به دست  جادوگر ی با نام لرد ولدمورت به قتل رسیده‌اند ولی ولدمورت در هنگام اقدام به قتل هری، به طور غیر قابل توضیحی ناپدید می‌شود. وی با ورود به مدرسهٔ جادوگری هاگوارتز با بهترین دوستانش، رون و هرمیون آشنا می‌شود. همچنین می‌فهمد که مدیر مدرسه، آلبوس دامبلدور، بزرگ‌ترین جادوگر قرن مدرن و دوستدار هری است. سیوروس اسنیپ، معلم درس معجون‌سازی، به علتی نامعلوم از هری متنفر است. وی پی می‌برد که ولدمورت، با همکاری یکی از استادان مدرسه (که ابتدا تصور می‌شود اسنیپ است ولی بعد معلوم می‌شود پروفسور کوییرل، استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه است)، به سنگ جادو که به صاحبش عمر جاودانه می‌بخشد دست پیدا کنند تا ولدمورت بتواند باز به قدرت برسد ولی هری با همکاری رون و هرمیون، موفق می‌شوند که او را از این کار بازدارند. در کتاب هری پاتر و تالار اسرار هری و دوستانش متوجه می‌شوند که تالار اسرار (تالاری که به وسیلهٔ یکی از سالازار اسلیترین ساخته‌شده ‌بود) توسط شخصی نامعلوم باز شده و هیولای درونش به دانش‌آموزان مشنگ تبار حمله می‌کند. مدرسه به سوی اغتشاش می‌رود ولی خوشبختانه کسی کشته نمی‌شود و هری راز تالار اسرار را کشف می‌کند و متوجه می‌شود که در واقع این تالار به وسیله جینی ویزلی، خواهر رون که جسمش توسط دفترچه خاطرات لرد ولدمورت به تسخیر درآمده‌بوده باز شده است. هری هم موفق می‌شود دفترچه خاطرات را نابود کند و جان جینی را نجات دهد.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 در هری پاتر و زندانی آزکابان پی می‌بریم که سیریوس بلک، قاتل زنجیره‌ای مخوفی که سیزده تن را در خیابانی به قتل رسانده، از آزکابان، زندان جادوگران، فرار کرده‌است. نفرت از سیریوس بلک در طول داستان اوج می‌گیرد و اوج این نفرت زمانی است که هری آگاه می‌شود که بلک بهترین دوست پدرش، جیمز پاتر، و پدرخوانده هری بوده ولی به آنان خیانت کرده و محل اختفای آنان را به ولدمورت اطلاع داده‌است و همین امر باعث مرگ آنان شده است.اما ناگهان در پایانی کاملاً غیر منتظزه خواننده آگاه می‌شود که بلک در واقع بی‌گناه است و جنایاتی که وی به انجام آنان متهم شده بود در واقع توسط پیتر پتی‌گرو، دوست دیگر جیمز و سیریوس انجام گرفته‌است. سرانجام هری موفق می‌شود سیریوس بلک را فراری دهد و باعث نجات وی شود.(در طول داستان با ریموس لوپینتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 نیز که معلم دفاع در برابر جادوی سیاه هری است آشنا میشویم و اوست که موجب میشود هری بتواند سیریوس را از دست دیوانه ساز ها نجات دهد.لوپین دوست دیگر جیمز،سیریوس و پتی گرو بوده است.در بیوگرافی های بعد با او آشنا میشویم)

هری پاتر نوجوان:

در هری پاتر و جام آتش هری متوجه می‌شود که مسابقات قهرمانی سه‌جادوگر، مسابقاتی بسیار سخت و خطرناک، پس از سالها قرار است در هاگوارتز انجام گیرد ولی شخصی نامعلوم، نام هری نیز به عنوان داوطلب شرکت در این مسابقات اعلام می‌کند و هری مجبور به شرکت در مسابقات می‌شود. هری پس از تلاش زیادی، مراحل دشوار این مسابقه را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذارد ولی با دست زدن به جام قهرمانی، به ناگاه به قبرستانی منتقل می‌شود که لرد ولدمورت منتظر اوست. ولدمورت با استفاده از خون هری، موفق می‌شود به زندگی بازگردد و سپس اقدام به قتل هری می‌نماید ولی با متصل شدن جوبدستی هری و ولدمورت، هری موفق می‌شود فرار کند و به هاگوارتز بازگردد. در این کتاب برای نخستین بار هری با مسائل جدی و بزرگسالانه روبه‌رو می‌شود و کم کم از دنیای کودکانه خود خارج می‌شود. دوستش، سدریک دیگوری (یکی از شرکت کنندگان مسابقات سه جادوگر)به دست ولدمورت کشته می‌شود و هری برای نخستین بار با تجربه کردن عشق، به هم‌مدرسه‌ایش چو چانگ که یک سال از او بزرگ تر است علاقه‌مند می‌گردد. در هری پاتر و محفل ققنوس، هری که در همه حال اصرار دارد که ولدمورت بازگشته است، با مشکلات عدیده‌ای دست به گریبان است. هری متوجه می‌شود که ذهنش با ذهن ولدمورت در ارتباط است و در انتها با تصور اینکه سیریوس به دست ولدمورت در حال شکنجه‌است به وزارت سحر و جادو می‌رود ولی متوجه می‌شود که تمام اینها نقشه‌ای بوده که ولدمورت برای کشانیدن هری به آنجا برای پی بردن به پیشگویی که در سازمان اسرار قرار دارد طرح‌ریزی شده‌است. پیشگویی به طور اتفاقی می‌شکند و این امر باعث پی بردن وزارت سحر و جادو به بازگشت ولدمورت می‌شود. ولی در طی نبردی، سیریوس، پدرخوانده هری کشته می‌شود. در پایان، هری که به سختی با غم مرگ سیریوس دست و پنجه نرم می‌کند توسط دامبلدور آگاه می‌شود که این پیشگویی درباره وی و ولدمورت انجام شده و بر این دلالت دارد که یکی از آنان باید به دست دیگری کشته شود. شنیدن این پیشگویی، ضربه سخت دیگری به هری وارد می‌آورد که نقش مهمی در تحول شخصیتی او دارد. هری  سرانجام پی می‌برد که که یا باید قاتل باشد و یا قربانی و چاره دیگری ندارد. همچنین  با نخستین شکست عاطفی خود نیز رو به رو شده و چو چانگ او را ترک می‌کند. این عوامل دست در دست هم داده و هری را آماده گذر از دوره نوجوانی و ورود به دوره بزرگسالی می‌نماید.

در هری پاتر و شاهزاده دورگه، هری در راه تلاش برای برای آگاهی از چگونگی کشتن ولدمورت، توسط دامبلدور آگاه می‌شود که ولدمورت برای جاودانه‌ماندن از اشیایی به نام جان پیچ استفاده کرده است و روح خود را (که تکه تکه کرده‌است) در این اشیا نگه‌داری می‌کند. این جان‌پیچ‌ها از شش شی که عبارت‌اند از دفترچه خاطرات ولدمورت (که هری آن را نابود کرد)، انگشتر گونت (که دامبلدور آن را نابود کرد)، قاب‌آویز اسلایترین، فنجان هافلپاف، مار ولدمورت و نیم‌تاج ریونکلا تشکیل شده‌اند و هری پی می‌برد تا زمان نابود شدن جان پیچ‌ها، کشتن ولدمورت غیر ممکن است. در پایان هری و دامبلدور در پی تلاشی ناموفق برای یافتن یکی از جان‌پیچ‌ها از مدرسه خارج می‌شوند ولی پس از بازگشت به مدرسه در طی اتفاقی غیر قابل باور دامبلدور به دست اسنیپ (که خود را شاهزاده دورگه می‌نامد) کشته می‌شود. هری به جینی ویزلی خواهر رون علاقه‌مند می‌شود ولی در پایان  و پس از مرگ دامبلدور، با فداکاری از جینی و از هاگوارتز جدا می‌شود و تصمیم می‌گیرد که دیگر به هاگوارتز باز نگردد بلکه در ادامهٔ راه دامبلدور، همراه با رون و هرمیون، برای نابودی جان پیچ‌های ولدمورت تلاش کند. اکنون هری  کاملاً بالغ شده و دیگر متوجه می‌شود که دیگر کسی را ندارد که او را راهنمایی کند بلکه باید او خود در مسیر صحیح گام بردارد.

هری پاتر بزرگسال:

کتاب هفتم هری پاتر، داستان رو در رویی نهایی خیر و شر را روایت می‌کند. در هری پاتر و یادگاران مرگ وزارتخانه به اشغال طرفداران ولدمورت درمی‌آید و هری تحت تعقیب قرار می‌گیرد. درپی تعقیب و گریزهایی طولانی با عوامل ولدمورت هری با کمک رون و هرمیون و پس از تلاش زیاد سرانجام موفق می‌شود سه جان‌پیچ دیگر ولدمورت (به جز مار) را پیدا و نابود کند ولی سرانجام پی می‌برد که مرگ دامبلدور نقشهٔ مشترک دامبلدور و اسنیپ بوده و در واقع اسنیپ خائن نبوده است. با مرگ اسنیپ هری وارد خاطرات او می‌شود و پی می‌برد که خود او نیز جان‌پیچ هفتمی است که به طور ناخواسته و توسط ولدمورت ساخته شده و باید کشته‌شود تا ولدمورت میرا شود. هری با فداکاری به نزد ولدمورت می‌رود و ولدمورت با کشتن هری باعث نابودی قطعهٔ روح خود در بدن هری می‌گردد ولی در طی رخدادی، چون ولدمورت از خون هری برای بازگشت به قدرت استفاده‌کرده‌است، هری دوباره زنده می‌شود. در آخر مار ولدمورت توسط نویل لانگ‌باتم، یکی از دوستان هری نابود می‌شود و با این رخداد ولدمورت سرانجام به انسانی فانی تبدیل می‌گردد. هری، در طول این کتاب، به عنوان شخصی کاملاً عاقل و بالغ، راه صحیح را پیدا می‌کند و سرانجام با استفاده از هوش و ذکاوت خود و چوبدستی برتر (چوبدستی دامبلدور که ولدمورت آن را تصاحب کرد)، در دوئلی موفق می‌شود ولدمورت را نابود کرده و جامعه جادوگری را رهایی بخشد.

 هری نوزده سال بعد، دربخش کارآگاهان وزارت سحر و جادو مشغول کار است. هری با جینی ویزلی ازدواج کرده و صاحب سه فرزند می‌شود که نام آنها را «جیمز سیریوس» (به یاد پدر و پدر خوانده‌اش)، «آلبوس سیوروس» (به یاد دو مدیر شجاع هاگوارتز) و «لی‌لی لونا»(به یاد مادرش و برای یکی دوستانش به اسم لون لاوگود.نه اینکه یادبود لونا باشه ها!همین جوری این اسم رو گذاشته.) می‌گذارد.

بیوگرافی دنیل رادکلیف

نام کامل:دنیل جیکوب راد کلیف                                                                                              

تاریخ تولد:۲۳ ژوئیه ۱۹۸۹

محل تولد:فولام-لندن-انگلستان-بریتانیا

وی تک فرزند آلن راد کلیف و مارسیا گریشام است.او دوران ابتدایی را در مدرسه خصوصی ساسکس گذراند و بعد در مدرسه همگانی شهر لندن مشغول به ادامه تحصیل شد.اولین بازی در سال ۱۹۹۹ در نقش دیوید کاپرفیلد است.در همین سال او برای بازی در نقش هری پاتر انتخاب شد و در سال های بعد از آن نیز در ۶ قسمت دیگر مجموعه ی هری پاتر ایفای نقش کرد.او دو سگ به نام های ناگت و بینکا دارد.گیتار باس مینواز و سبک موسیقی راک را دوست دارد.طرفدار فوتبال فولهام است و از تفریحات او تنیس روی میز و بازی رایانه ای میباشد.او از کودکی دچار بیماری  دیسپراکسیا بوده است.

این همون هری خودمونه ها!

 نویسنده:پریا